دلم بد جوری براش تنگ شده آدم نبود...
فرشته بود ..
ایده آل بود از همونایی که تو داستانها با اسب سفید می اومد .
بهش گفتم بیا... !
اما ... اون رفت و من پشت پا زدم به همه و جواب رد میدادم .
از اون موقع سه سال گذشته ،
اما من تازه فهمیدم که اون.....
بعد از یه تصادف فراموشی گرفته .